تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشكده علوم اداری - مصدق السلطنه !

بسیج دانشجویی دانشكده علوم اداری

دانشگاه فردوسی مشهد

 

مصدق السلطنه !

 

نوع مطلب :امام خمینی(ره) ،شخصیتها ،

نوشته شده توسط:بسیج دانشجویی دانشکده علوم اداری

آیا مصدق‌ كه‌ بیش‌ از نود سال‌ عمر كرد در تمام‌ دوران‌ زندگی‌ سیاسی‌ خود، مبارزی‌ علیه‌ استبداد و امپریالیزم‌ بوده‌ و در همین‌ راستا عمل‌ میكرده‌ است؟! و آیا در درون‌ نظام‌ حاكم‌ و وابسته‌ عمل‌ می‌كرده‌ یا علیه‌ نظام‌ به‌ فعالیت‌ سیاسی‌ اشتغال‌ داشته‌ است؟  آیا واقعاً‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ ایران، كار دكتر مصدق‌ بود‌ یا وی‌ بر موجی‌ سوار شد كه‌ قبل‌ از او توسط‌ رهبران‌ مذهبی‌ و ملی‌ دیگری‌ ایجاد شده‌ بود؟ با توجه‌ به‌ اینكه‌ نهضت‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت، حركتی‌ ‌ ضدسلطه‌ انگلیس‌ بوده‌ است‌ آیا اصولاً‌  مصدق‌ در طول‌ زندگی‌‌ خود دارای‌ چنین‌ مواضعی‌ علیه‌ انگلیس‌ در ایران‌ بوده‌ است‌ یا خیر؟اینها سوالاتی است که تا بدان پاسخ داده نشود قضاوت در مورد شخصیت مصدق دشوار خواهد بود.

محمد مصدق‌ در سال‌ 1261 در خانواده‌ای ثروتمند چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ میرزا هدایت‌ اله، وزیر دفتر‌ ایران‌ بود. مادر وی، ملك‌ تاج‌ خانم‌ نجم‌السلطنه‌ از طرف‌ پدر، نوه‌ بزرگ‌ فتحعلی‌ شاه و عموزاده‌ ناصرالدین‌ شاه‌  بود. اغلب‌ خویشاوندان‌ و نزدیكان‌ وی در شبكة‌ فراماسونی‌ وابسته‌ به‌ انگلیس‌ عضو بودند. از نظر مالی‌ نیز مصدق، خود از مالكین‌ بزرگ‌ و اشرافی‌ بود. مصدق‌ روز دهم‌ تیر 1286 در سن‌ 25 سالگی‌ با امضا سوگندنامه، عضویت‌ در جامعه‌ آدمیت‌ را پذیرفت كه‌ یكی‌ از شبكه‌های‌ اولیه‌ فراماسونی‌ در ایران‌ بوده‌ است. محمدعلی‌ شاه، پس‌ از به‌ توپ‌ بستن‌ مجلس‌ شورایی‌ انتخاب‌ كرد تا در مورد مسائل‌ مملكتی‌ به‌ شاه‌ مشورت‌ برسانند. از جمله‌ مشاورین‌ شاه، مصدق‌السلطنه‌ است. مصدق‌السلطنه‌ با موافقت‌ محمدعلی‌ شاه‌ در سال‌ 1287 شمسی‌ برای‌‌ تحصیلات‌ به‌ اروپا رفت و چندی‌ بعد به‌ سوئیس‌ رفته‌ و دكترای‌ حقوق‌ خود را از آن‌ كشور اخذ نمود و به‌ تابعیت‌ سوئیس‌ درآمد. او پس‌ از بازگشت‌ از سوئیس‌ وزیر دولت قوام می شود. وی در دوران‌ ولایت‌ فارس‌ و حضور نظامی‌ انگلیس‌ در منطقه‌ جنوب‌، با انگلیس‌، همكاری‌ می‌كرد و رابطه‌ای‌ دوستانه‌ با ماموران‌ انگلیسی‌ داشت.

***

در دوره شانزدهم مجلس مصدق‌ دعوت‌ اقلیت‌ مجلس‌ خود را از حالت‌ بازنشستگی‌ سیاسی‌ خارج‌ كرده‌ و به‌ عنوان‌ كاندید نمایندگی‌ مجلس‌ برای‌ این دوره‌ وارد فعالیتهای‌ سیاسی‌ گردید. در همین‌ مجلس بود كه‌ وی‌ نامه‌ای‌ از آیت‌ا... كاشانی‌ را كه‌ در آن‌ تصریح‌ شده‌ بود نفت‌ ایران‌ متعلق‌ به‌ هیچ‌ كشور خارجی‌ نیست، در مجلس‌ قرائت‌ كرد و پس‌ از چندی‌ به‌ ریاست‌ كمیسیون‌ نفت‌ مجلس‌ انتخاب‌ گردید. پس‌ از انتخاب‌ رزم‌آرا برای‌ نخست‌ وزیری، دكتر مصدق‌ نیز از كسانی‌ بود كه‌ علیه‌ او اعتراض‌ نمود. به‌ دنبال‌ این‌ امر كمیسیون‌ نفت‌ مجلس‌ ده‌ روز به‌ دولت‌ فرصت‌ می‌دهد تا نظر خود را نسبت‌ به‌ لایحه‌ الحاقی‌ اعلام‌ نماید. سپس‌ به‌ دعوت‌ آیت‌ ا... كاشانی‌ از مردم‌ در تمام‌ كشور، گردهمایی‌های‌ وسیعی‌ در حمایت‌ از ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ برگزار شد. پس‌ از ترور رزم‌آرا بدست‌ فدائیان‌ اسلام، و در محیطی‌ كه‌ تحت‌ فشار ملت‌ و علمای‌ مذهبی‌ حتی‌ عوامل‌ سرسپرده‌ انگلیس‌ قادر به‌ مقابله‌ با موج‌ برخاسته‌ نبودند، كمیسیون‌ نفت، طرح‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ را تصویب‌ كرد و به‌ دنبال‌ آن‌ این‌ امر در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و مجلس‌ سنا به‌ اتفاق‌ آرا به‌ تصویب‌ رسید. با توجه‌ به‌ آنچه‌ ذكر شد می‌توان‌ گفت‌ مسئله‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ با توجه‌ به‌ ایجاد فضای‌ عمومی‌ مناسبی‌ كه‌ توسط‌ فدائیان‌ اسلام، آیت‌ ا كاشانی‌ و جمعی‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ كه‌ در مجلس‌ پانزدهم‌ و در غیاب‌ مصدق، سنگ‌ بنای‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ را گذارده‌ بودند، ایجاد شده‌ بود و دكتر مصدق‌ نیز در این‌ مرحله‌ با احساسی‌ كه‌ از حمایت‌ داخلی‌ و خارجی‌ پیدا كرد به‌ این‌ نهضت‌ ملحق‌ شد، نه‌ آنكه‌ آن‌ را رهبری‌ كرده‌ یا بوجود آورده‌ باشد. در هر صورت‌ می‌توان‌ گفت‌ آنچه‌ موجب‌ تصویب‌ «طرح‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت» گردید، گلوله‌ خلیل‌ طهماسبی‌ بود كه‌ با قتل‌ رزم‌آرا، قدرتمندترین‌ فرد نظام‌ حاكم‌، باعث شد آن‌ طرح‌ به‌ اتفاق‌ آرا به‌ تصویب‌ رسید و به‌ دنبال‌ آن‌ بنا به‌ پیشنهاد جمال‌ امامی‌ كه‌ از عناصر سیاست‌ انگلیس‌ بود، دكتر مصدق‌ برای‌ نخست‌ وزیری‌ پیشنهاد گردید.

دكتر مصدق‌ بدون‌ مشورت‌ با اعضای‌ جبهه‌ ملی، وزیران‌ خود را كه‌ اغلب‌ از دولتمردان‌ سابق‌ بودند انتخاب‌ نمود و سپس‌ برنامه‌ خود را بدین‌ شرح‌ اعلام‌ كرد. در زمان‌ دولت‌ مصدق‌ بود كه‌ در تهران، حكومت‌ نظامی‌ اعلام‌ شد و تا پایان‌ دوره‌ او ادامه‌ یافت. به‌ دنبال‌ تقاضای‌ دكتر مصدق‌ از شاه‌ برای‌ تصدی‌ وزارت‌ جنگ‌ برای‌ خودش‌ و امتناع‌ شاه‌ از پذیرش‌ این‌ امر دكتر مصدق‌ استعفا داده‌ و در پی‌ آن‌ مجلس‌ به‌ نخست‌ وزیری‌ قوام‌ رای‌ اعتماد داد اما چند روزی‌ نگذشت‌ كه‌ با اعتراض‌ آیت‌ ا كاشانی‌ و به‌ رهبری‌ وی‌ در تهران‌ و اغلب‌ شهرهای‌ ایران‌ تظاهرات‌ وسیعی‌ در حمایت‌ از مصدق‌ انجام‌ شد و درگیریهای‌ خونین‌ سی‌ تیر موجب‌ گردید شاه‌ قوام‌ را عزل‌ نموده‌ و مجلس‌ به‌ زمامداری‌ مصدق‌ ابراز تمایل‌ نماید.

به‌ دنبال‌ اوجگیری‌ اختلافات، اقلیت‌ مخالف‌ دولت‌ و دكتر مصدق، 59 نفر از نمایندگان‌ مجلس‌ كه‌ از حامیان‌ دكتر مصدق‌ بودند استعفا داده‌ و بدین‌ ترتیب‌ مجلس‌ هفدهم‌ از كار افتاد. سپس‌ دكتر مصدق‌ رسماً‌ به‌ عمر مجلس‌ پایان‌ داد و همین‌ زمینه‌ساز سقوط‌ خودش‌ شد زیرا شاه‌ محرمانه‌ با استفاده‌ از غیبت‌ مجلس، فرمان‌ عزل‌ مصدق‌ و انتصاب‌ زاهدی‌ را به‌ سمت‌ نخست‌ وزیری‌ صادر كرد. سرهنگ‌ نصیری‌ كه‌ این‌ فرمان‌ را به‌ مصدق‌ اعلام‌ كرد، دستگیر شد و مصدق‌ طی‌ اعلامیه‌ای‌ وقوع‌ یك‌ كودتای‌ نظامی‌ در تهران‌ را به‌ اطلاع‌ مردم‌ رساند. شاه‌ از كشور خارج‌ شد اما آیت‌ ا... كاشانی‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ مصدق‌ در مورد وقوع‌ یك‌ كودتای‌ دیگر و مهمتر توسط‌ زاهدی‌ هشدار داد ولی‌ او در پاسخ‌ تنها نوشت‌ كه‌ ”مستحضر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم.“ اما كودتا در تهران‌ انجام‌ شد و مصدق‌ از كار بركنار گردید. وی با كناره‌ گرفتن‌ از رهبران‌ مذهبی- سیاسی‌ همچون‌ آیت‌ ا... كاشانی‌ در واقع، پایگاه‌ توده‌ای‌ خود را نیز از دست‌ داده‌ و در فراهم‌ سازی‌ زمینه‌ كودتا مشاركت‌ كرد.

خیانت مصدق به ملت ایران و آیت ا... کاشانی باعث شد که ۲۵ سال ملت ایران سیاه ترین دوران خود را تجربه کرده و انقلاب سیاه شاه زیربنای تمام فرهنگ و اقتصاد کشور را خراب کند.

اگر مصدق کارشکنی نمی کرد و انقلاب ملت ایران در سال ۱۳۳۲ حفظ می شد و آیت ا... کاشانی رهبری کشور را در دست می گرفت آنوقت شخصیت عظیمی مثل امام در سال ۴۲ یعنی ده سال بعد با آن قدرت فکری و سیاسی ظهور می کرد و بجای آنکه از صفر بخواهد با یک نظام فاسد مبارزه کند وارد عرصه ای می شد که قبلا مقدماتش فراهم شده بود ...

و اما نظر امام خمینی (ره):

«ما چقدر سیلی از این ملیّت خوردیم.من نمی خواهم بگویم كه در زمان ملیّت ، در زمان آن كسی كه این همه از آن تعریف می كنند]مصدق[، چه سیلی به ما زد آن آدم ، من نمی خواهم بگویم كه طلبه های مدرسۀ فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همانطور كه در زمان پهلوی بستند كه من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی كه از مدرسۀ فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطباء جرأت نمی كردند بنویسند این زخمی شده است . بروند كنار اینها ، بروند گم بشوند اینها ، اینها منحل باید شوند... ما از اینها ضربه دیده ایم ، ما اسلام را می خواهیم ، غیر اسلام را نمی خواهیم.    (صحیفۀ نور جلد 12 ص 256)

یك سگی را نزدیك مجلس عینك به آن زدند اسمش را آیت ا... گذاشته بودند. این در زمان آن (دكتر مصدق) بود كه اینها فخر می كنند به او، او هم مسلم نبود. من آن روز در منزل یكی از علمای تهران بودم كه این خبر را شنیدم كه یك سگی را عینك زدند و به اسم آیت ا... توی خیابانها می گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت با شخص (آیت ا... كاشانی) نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نكشید كه سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد. (صحیفه نور- ج 15 - ص 15)



What causes pain in the Achilles tendon?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:23 ب.ظ
I am really enjoying the theme/design of your site. Do you ever run into any browser compatibility problems?

A couple of my blog visitors have complained about my site not operating
correctly in Explorer but looks great in Safari.
Do you have any tips to help fix this problem?
How did the Achilles tendon get it's name?
جمعه 10 شهریور 1396 08:14 ق.ظ
I every time emailed this weblog post page to all my associates,
since if like to read it next my contacts will too.
BHW
شنبه 26 فروردین 1396 09:42 ق.ظ
wonderful submit, very informative. I ponder why the other
specialists of this sector do not realize this.
You should continue your writing. I'm sure, you have a great readers' base already!
وحید
سه شنبه 27 بهمن 1388 03:23 ب.ظ
مصدق کسی بود که هر وقت به مجلس وارد می شد ، قرآن کوچکی که همواره بهمراه داشت را بیرون آورده و به احترام آن مجلسیان را دعوت به قیام می کرد . نمی دانم کدام غیرمسلمان قرآن حمل می کند و برای آن احترام قائل می شود . دروغ و ریا کار و زاده واعظان و زاهدان است و نه مخلصان بی ادعا
پاسخ بسیج دانشجویی دانشکده علوم اداری : نه بابا!؟
مصدق همونی نبود كه به یه سگی عینك زده بود كه این آیت الله است.
همونی نبود كه امام فرمودند مسلم نبود
همونی نبود كه با فاصله گرفتن از آیت الله كاشانی نهضت ملی شدن نفت رو به فنا داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر